انسان

​با عجله راه میرفتم 

که محکم به چیزی خوردم

“آدم” بود…!

منتظر بودم پرخاش کند

لبخند زد و رفت…
به گمانم “انسان” بود …!

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.